در تبين و تشريح ولايت فقيه مي توان گفت: خدا انسان را به صورت اجتماعى آفريده و براى رسيدن به کمال ابدى وى برنامه و قوانين لازم را وضع نموده است، و چون انسانها به صورت اجتماعى زندگى مىکنند، نيازمند نظم مىباشند. در سايه نظم است که جامعه شکل مىگيرد و حيثيت اجتماعى افراد ظهور مىکند و حيات اجتماعى تحقق مىيابد و از حيات حيوانى و نباتى ممتاز مىگردد.
براى انتظام در جامعه، قانون لازم است و اين قوانين از سوى خدا وضع شده و به وسيله پيامبران به مردم ابلاغ مىشود. در حديثى امام صادق (ع) فرمود: «چون خداوند منزه است که خلقش بتوانند او را ببينند و لمس کنند و ارتباط مستقيم داشته باشند، ضرورت يافت که سفيرانى از سوى خداوند باشند تا واسطه ميان خلق و خالق باشند».(3) بدين صورت قانون الهى و دين اسلام، توسط حضرت محمد (ص) به مردم ابلاغ شد. بعد از آن، راه او توسط امامان معصوم (ع) پى گرفته شد. در عصر غيبت حضرت مهدى (عج)، باز بايد اجراى احکام الهى صورت گيرد و به هيچ عنوان نبايد تعطيل شود. بايد حدود الهى اجرا شود. براى اجراى احکام، نيازمند شخصى است که ولايت داشته باشد که اين ولايت بايد به اذن خداوند باشد، چرا که همه چيز آفريده الهى بوده و مالک تمام هستى و از جمله انسان او است و هيچ انسانى حق ولايت بر انسان ديگر ندارد چرا که هر انسانى آزاد آفريده شده است.
چون ولايت فقيه به معناى ولايت فقاهت است، بازگشت چنين ولايتي به ولايت خداوند و قيوم بودن او است. وجه اشتراک فقيه با امام معصوم (ع)، بُعد اجراى احکام و اداره جامعه اسلامى است. ولايت فقيه، ولايت مديريتى بر جامعه اسلامى است که بدين منظور اجراى احکام و تحقق ارزشهاى دينى و شکوفا ساختن استعدادهاى افراد جامعه و رساندن آنان به کمال در خور صورت مىگيرد. تفاوتى بين فقيه و امام معصوم (ع) از جهت اجراى احکام و اداره جامعه اسلامى نيست.
همان گونه که اگر در زمان وجود امام معصوم و حاکميت و ولايت او، از طرف امام معصوم، فرماندار يا حاکمى براى شهرى معين مىشد، مردم آن شهر و منطقه ملزم به اطاعت از آن حاکم و فرماندار بودند، همين مسئله در زمان غيبت امام، در حد گستردهتر از يک شهر قرار دارد، بنابراين همان وظايف و حقوقى که بدين بُعد مربوط است، براى فقيه ثابت مىباشد، مگر اموري که از شئون و کارهاي مختص به معصوم باشد. با توجه به اهميت جايگاه ولايت هر شخصى نمىتواند عهده دار اين وظيفه خطير شود، بلکه شرايط ذيل در فقيه لازم مىباشد:
۱ - اجتهاد مطلق،
۲ - عدالت مطلق،
3 - قدرت مديريت و رهبرى،
در عصر غيبت فقيهان جامع الشرايط نزديکترين انسانها ...
بقیه در ادامه مطلب