کلمات قصار حضرت علی (ع)
| چون زیارت کنی عزیزی را | روی خوش دار و خوی از آن خوشتر |
| چه اگر بدخویی کنی آن جا | آن زیارت شود هَبا و هَدَر |
| ای که در ذُلّ کفر ماندستی | عزّ اسلام دادهای از کف |
| گر شرف بایدت مسلمان شو | که چو اسلام نیست هیچ شرف |
| ای که از دفع لشکرِ آفات | عاجزی و ترا سپاهی نیست |
| درپناه ورع گریز از آنک | از ورع نیکتر پناهی نیست |
| ای که بی حد گناه کردستی | مینترسی از آن فعال شنیع؟ |
| توبه کن تا رضای حق یابی | که به از توبه نیست هیچ شفیع |
| علم دُرّی است نیک با قیمت | جهل دردی است سخت بی درمان |
| نیست از جهل جز شقاوت نفس | نیست از علم جز سعادتِ جان |
| ای که روز و شب از طریق علاج | در فزونیّ جسم و جان خودی |
| پارهای در خرد فزای که نیست | هیچ بیماریی چو کم خردی |
| رحمت ایزدی بر آن کس باد | که عنان در کف جنون ننهد |
| قدر خود را بداند و هرگز | قدم از حد خود برون ننهد |
| گر نصیحت کنی به خلوت کن | که جز این شیوه نصیحت نیست |
| هر نصیحت که بر ملا باشد |
آن نصیحت به جز فضیحت نیست
|