
قال الله تبارك و تعالى:
يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون.
خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد:
اى كسانى كه ايمان آوردهايد روزه بر شما نوشته (واجب) شد، چنانكه بر آنان كه پيش از شما بودهاند واجب شده بود باشد كه پرهيزگار شويد.
سوره بقره آيه 183

به اشك ديده كوثر،به دست بسته حيدر،
به حق غربت مادر،به جان دخت بيغمبر
بيا اي يوسفزهرا
قسم برغربت مولا،به حق مادرت زهرا،
به آن انسيه حورا به آن حوريه عذرا
به اشك مادري تنها ميان كوچه اعدا،
به آن نيلي شده پيكر
بيا اي يوسف زهرا
به آن ريسمان افلاكي،به آن سرچشمه پاكي،
به حق كوچه غربت به آن اندوه غمناكي
به ابر چهره عصمت،به حق چادر خاكي
به خاك نيلي معجر
بيا اي يوسف زهرا
به آن زخمي شده بازو،به خون رفته ازپهلو،
به حق مادري نيلي كه از همسر گرفته روپس
ازآن ضربه سيلي
بيا اي يوسف زهرا
به آن ياس غريبانه، به خون شمع پروانه،
به سوز سينه اي خونين زميخ درب كاشانه
به حق مادري غمگين كه گم كرده ره خانه
ميان كوچه ومعبر
بيا اي يوسف زهرا ......
بيا و قبر مخفيش براي ما تو پيدا كن
(اللهم عحل لوليك الفرج )
چرا شيعيان به هنگام زيارت، در و ديوار حرم را مى بوسند و به آنها تبرّك مى جويند؟
پاسخ: تبرك جستن به آثار اولياي خدا، مسأله اي نيست كه هم اكنون در ميان گروهي از مسلمانان پديد آمده باشد، بلكه ريشه هاي اين رفتار را در ژرفاي تاريخ زندگاني رسول خدا و صحابه آن حضرت مي توان يافت.
نه تنها پيامبر گرامي و ياران وي ، بلكه پيامبران پيشين نيز، بدين امر مبادرت مي ورزيدند. و اينك دلايل مشروع بودن تبرّك به آثار اوليا از ديدگاه كتاب و سنّت را از نظر شما مي گذرانيم:
1- در قرآن كريم مي خوانيم: هنگامي كه يوسف صديق، خود را به برادران خويش معرفي كرد و آنان را مورد بخشودگي قرار داد، فرمود:
«إذهبوا بقميصي هذا فألقوه علي وجه أبي يأت بصيراً»[1]
اين پيراهن مرا با خود ببرند و بر صورت پدرم (يعقوب) افكنيد تا ديدگانش بينا گردد.
سپس مي فرمايد:
«فلما أن جاء البشير ألقاه علي وجهه فارتدّ بصيراً»[2]
آنگاه كه مژده دهنده، آن پيراهن را بر رخسار او افكند، بينايي وي بازگشت.
اين سخن گوياي قرآن، گواه روشني بر تبرك جستن پيامبر خدا (يعقوب) به پيراهن پيامبري ديگر (حضرت يوسف) مي باشد، بلكه بيانگر آن است كه پيراهن ياد شده، موجب بازگشت بينايي حضرت يعقوب گرديد.
آيا مي توان گفت رفتار اين دو پيامبر گرامي ، از چارچوب توحيد و پرستش خدا خارج بوده است؟!
2- شكي نيست كه پيامبر گرامي اسلام، به هنگام طواف خانه خدا، حجر الاسود را استلام مي نمود و يا مي بوسيد.
امیدوارم که از وبلاگ بهره کافی را برده باشید.
راستی ببخشید از اینکه یه چند وقتی بروز نبودم.
انشاالله از حالا به بعد با تمام قوا بروزم.
با نظرات خود مرا همراهی کنید.
یا علی مدد
عبدالزهرا

میلاد امام حسین مبارک باد
کلمات قصار حضرت علی (ع)
| چون زیارت کنی عزیزی را | روی خوش دار و خوی از آن خوشتر |
| چه اگر بدخویی کنی آن جا | آن زیارت شود هَبا و هَدَر |
| ای که در ذُلّ کفر ماندستی | عزّ اسلام دادهای از کف |
| گر شرف بایدت مسلمان شو | که چو اسلام نیست هیچ شرف |
| ای که از دفع لشکرِ آفات | عاجزی و ترا سپاهی نیست |
| درپناه ورع گریز از آنک | از ورع نیکتر پناهی نیست |
| ای که بی حد گناه کردستی | مینترسی از آن فعال شنیع؟ |
| توبه کن تا رضای حق یابی | که به از توبه نیست هیچ شفیع |
| علم دُرّی است نیک با قیمت | جهل دردی است سخت بی درمان |
| نیست از جهل جز شقاوت نفس | نیست از علم جز سعادتِ جان |
| ای که روز و شب از طریق علاج | در فزونیّ جسم و جان خودی |
| پارهای در خرد فزای که نیست | هیچ بیماریی چو کم خردی |
| رحمت ایزدی بر آن کس باد | که عنان در کف جنون ننهد |
| قدر خود را بداند و هرگز | قدم از حد خود برون ننهد |
| گر نصیحت کنی به خلوت کن | که جز این شیوه نصیحت نیست |
| هر نصیحت که بر ملا باشد |
آن نصیحت به جز فضیحت نیست
|
چند وقت پیش آقایی که پسر عبدالباسط (قاری مشهور قرآن) بود در تلویزیون های عربی آمد و با گفتن نکته ای راجع به پدر خود باعث شد تا بزرگان اهل سنت دیگر نگذارند به تلویزیون بیاید و آن مطلب مهم را که ارزش دوستی با حضرت علی و فرزندانش علیهم السلام را می رساند مطرح کند. آن مطلب از این قرار است:
او می گفت: چندی پیش خواب پدرم را دیدم که با تمام اینکه در دنیا عمرش را بر سر قرآن گذاشت ولی حال به پشت درهای بهشت او را نگه داشته اند. از پدرم علت را جویا شدم٬ او گفت:چون اینجا رسیدم تا پشت درهای بهشت آمدم ولی ازاینجا جلوترنمی توانم بروم٬ چون به من گفتند: وارد شدن به جنت اعلی بستگی دارد به محبت شما به امیرالمومنین علی علیه السلام . و چون من سنی بودم در دنیا حق ورود به بهشت را ندارم.
آری٬ در روایات داریم هر آیه ای که بخوانیم در آخرت٬ یک درجه در بهشت بالاتر میرویم٬ اما وارد شدن به داخل بهشت در دست محبت به قسیم النار و الجنة (علی علیه السلام) است.
و اما حدیثی برای جواز لعن بر عمر و ابوبکر لعنةالله علیهما:
در کتابی از شیخ طوسی آمده امام صادق علیه السلام هنگامی که از نماز فارغ می شدند، بعد از تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها بر چهار نفر لعن می کردند:
۱- ابوبکر لعنةالله علیه ۲- عمر لعنةالله علیه ۳- عایشه لعنةالله علیها ۴- معاویه لعنةالله علیه