میلاد امام حسین و حضرت ابالفضل و امام زین العابدین را به شما دوستان و شیعیان اهل بیت تبریک می گویم.


چهار ويژگى انقلاب حسين، عليه السلام
عاشورا و انتظار
زندگینامه امام حسین(ع)
در تبين و تشريح ولايت فقيه مي توان گفت: خدا انسان را به صورت اجتماعى آفريده و براى رسيدن به کمال ابدى وى برنامه و قوانين لازم را وضع نموده است، و چون انسانها به صورت اجتماعى زندگى مىکنند، نيازمند نظم مىباشند. در سايه نظم است که جامعه شکل مىگيرد و حيثيت اجتماعى افراد ظهور مىکند و حيات اجتماعى تحقق مىيابد و از حيات حيوانى و نباتى ممتاز مىگردد.
براى انتظام در جامعه، قانون لازم است و اين قوانين از سوى خدا وضع شده و به وسيله پيامبران به مردم ابلاغ مىشود. در حديثى امام صادق (ع) فرمود: «چون خداوند منزه است که خلقش بتوانند او را ببينند و لمس کنند و ارتباط مستقيم داشته باشند، ضرورت يافت که سفيرانى از سوى خداوند باشند تا واسطه ميان خلق و خالق باشند».(3) بدين صورت قانون الهى و دين اسلام، توسط حضرت محمد (ص) به مردم ابلاغ شد. بعد از آن، راه او توسط امامان معصوم (ع) پى گرفته شد. در عصر غيبت حضرت مهدى (عج)، باز بايد اجراى احکام الهى صورت گيرد و به هيچ عنوان نبايد تعطيل شود. بايد حدود الهى اجرا شود. براى اجراى احکام، نيازمند شخصى است که ولايت داشته باشد که اين ولايت بايد به اذن خداوند باشد، چرا که همه چيز آفريده الهى بوده و مالک تمام هستى و از جمله انسان او است و هيچ انسانى حق ولايت بر انسان ديگر ندارد چرا که هر انسانى آزاد آفريده شده است.
چون ولايت فقيه به معناى ولايت فقاهت است، بازگشت چنين ولايتي به ولايت خداوند و قيوم بودن او است. وجه اشتراک فقيه با امام معصوم (ع)، بُعد اجراى احکام و اداره جامعه اسلامى است. ولايت فقيه، ولايت مديريتى بر جامعه اسلامى است که بدين منظور اجراى احکام و تحقق ارزشهاى دينى و شکوفا ساختن استعدادهاى افراد جامعه و رساندن آنان به کمال در خور صورت مىگيرد. تفاوتى بين فقيه و امام معصوم (ع) از جهت اجراى احکام و اداره جامعه اسلامى نيست.
همان گونه که اگر در زمان وجود امام معصوم و حاکميت و ولايت او، از طرف امام معصوم، فرماندار يا حاکمى براى شهرى معين مىشد، مردم آن شهر و منطقه ملزم به اطاعت از آن حاکم و فرماندار بودند، همين مسئله در زمان غيبت امام، در حد گستردهتر از يک شهر قرار دارد، بنابراين همان وظايف و حقوقى که بدين بُعد مربوط است، براى فقيه ثابت مىباشد، مگر اموري که از شئون و کارهاي مختص به معصوم باشد. با توجه به اهميت جايگاه ولايت هر شخصى نمىتواند عهده دار اين وظيفه خطير شود، بلکه شرايط ذيل در فقيه لازم مىباشد:
۱ - اجتهاد مطلق،
۲ - عدالت مطلق،
3 - قدرت مديريت و رهبرى،
در عصر غيبت فقيهان جامع الشرايط نزديکترين انسانها ...
بقیه در ادامه مطلب
|
آیات امامت وخلافت حضرت علی(ع) درقرآن |
با من سخن بگو دوکوهه-شهید سید مرتضی آوینی
اگر بپرسی دوکوهه کجاست، چه جوابی بدهیم؟ بگوییم دوکوهه پادگانی ست در نزدیکی اندیمشک که بسیجی ها را در خود جای می داد و بعد سکوت کنیم؟ پس کاش نمی پرسیدی که دو کوهه کجاست، چرا که جواب گفتن به این سؤال به این سادگی ها ممکن نیست. کاش تو خود در دوکوهه زیسته بودی که دیگر نیازی به این سؤال نبود. اگر آنچنان بود شاید تو هم امروز با ما به دوکوهه می آمدی؛ ماه ها بعد از ختم جنگ، روز تحویل سال.
گفته اند شرف المکان بالمکین _اعتبار مکان ها به انسانهایی است که در آن زیسته اند_ و چه خوب گفته اند.دوکوهه پادگانی است در نزدیکی اندیمشک که سالهای سال با شهدا زیسته است، با بسیجی ها، و همۀ سرّ مطلب در همین جاست. اگر شهدا نبودند و بسیجی ها، آنچه می ماند پادگانی بود دَرَندشت، با زمین هایی آسفالته، خشک و کم دار و درخت، ساختمان هایی معمولی، کوتاه و بلند و تیرک هایی که بر آن پرچم نصب کرده اند. اما دوکوهه سال ها با شهدا زیسته است، با بسیجی ها، و از آنها روح گرفته است؛ روحی جاودانه.
دوکوهه مغموم است، اما اشتباه نکنید! او جنگ را دوست ندارد، جمع با صفای بسیجی ها را دوست دارد، جمع شهدا را؛ آرزومند آن عرصه ای است که در آن کرامات باطنی انسان ها بروز می یابد.
خاکريز آخر
توپ گناه
خواهي نخوري ز تيم ابليس شکست بايد به دفاع از دل و ديده نشست
چون شوت شود به سوي دل توپ گناه دروازه دل به سوي آن بايد بست
************
دردامن گل دست توسل نزديم از حرف به ميدان عمل پل نزديم
افسوس که فرصت به تماشا بگذشت صد گيم تمام گشت و ما گل نزديم
**************
بگذشت زمان دست به کاري نزدم برگردن لحظه ها مهاري نزدم
صد توپ زدم تمام را کردم اوت صد پاس گرفته آبشاري نزدم
نظريه ولايت فقيه سابقه ديرينه اى در منابع شيعه دارد و افرادى مانند سيد بحرالعلوم ، ملا احمد نراقى ، فاضل دربندى ، ميرفتاح حسينى وبسيارى ديگر از فقها آن را به طور مستقل بحث کرده اند; با اين حال ، انزواى مذهب تشيع و حاکميت حاکمان جور باعث شد اين نظريه از افکار عمومى مسلمانان فاصله بگيرد، تا جايى که بعضى آن را تئورى نوظهور بدانند. امام خمينى (ره ) اين نظريه را در فرهنگ دينى احيا کرد و آن را به صورت درس رسمى ، در حوزهء علميهء نجف اشرف مطرح ساخت و با تشکيل حکومت اسلامى در ايران ، اين تئورى به واقعيت مبدل شد.
واژه ولايت وامثال آن از پر استعمال ترين واژه هاى قرآن کريم است ، به گونه اى که در 124مورد، به صورت اسم و 112مورد در قالب فعل در قرآن کريم آمده است . معناى اصلى اين کلمه قرار گرفتن چيزى در کنار چيز ديگر است ، به نحوى که فاصله اى در کار نباشد; يعنى اگردو چيز آن چنان به هم متصل باشند که هيچ چيز ديگر در ميان آن ها نباشد، استعمال مى شود. به همين مناسبت اين کلمه در مورد قرب و نزديکى ، دوستى ، نصرت ويارى ، تصدّى امر، سرپرستى و صاحب اختيارى يک کار، تسلّط و معانى ديگر از اين قبيل استعمال شده است.(1)
اما در اصطلاح ، ولايت به معناى حکومت ، تصدّى امر ، سرپرستى و صاحب اختيارى کارى يا امورى داشتن است و ولي به معناى حاکم مى باشد . ولايت فقيه ، حاکميت فرد يا افراد آگاه به احکام و قوانين اسلام بر جامعه است.
مبناي اين نوع حکومت بر آن است که چون در جامعه اسلامي ، قوانين و احکام دين اسلام اجرا و پياده مي شود ، پس بايد در رأس اين جامعه ، شخص آگاه به مسائل و احکام دين الهي حضور داشته باشد و اين همان حاکميت و ولايت فقيه است.
حضرت امام مى فرمايد: حکومت اسلام ، حکومت قانون است . در اين طرز حکومت ، حاکميت منحصر به خدا است و قانون ، فرمان و حکم خدا است . قانون اسلام يا فرمان خدا، بر همهء افراد و بر دولت اسلامى ، حکومت تامّ دارد و همه افراد از رسول اکرم (ص) گرفته تا خلفاى آن حضرت و ساير افراد، تا ابد تابع قانون الهي هستند.(2)
بنابراين ، ولايت فقيه ، ولايت و حکومت فرد نيست ، بلکه حکومت فقه و قانون الهى بر مردم است و فقيه صرفاً کارشناس و متخصص در شناخت احکام الهى و مسئول اجراى آن است .

امام خمينى ره مى فرمايد: حکومت اسلامى نه استبدادى است و نه مطلقه ، بلکه مشروطه است . البته نه مشروطه به معناى متعارف فعلى آن که تصويب قوانين ، تابع آراى اشخاص و اکثريت باشد. مشروطه از اين جهت که حکومت کنندگان در اجرا و اداره ، مقيد به يک مجموعه شرط هستند که در قرآن کريم و سنت رسول اکرم (ص)معيّن گشته است . مجموعه شرط، همان احکام و قوانين اسلام است که بايد رعايت و اجرا شود. از اين جهت حکومت اسلامى است .
تبيين بنيادها و مباني نظام سياسي اسلام، بستر مناسبي را براي درك و دريافت هرچه روشنتر عناصر اسلامي و زواياي مختلف اين نظام در مقايسه با ساير نظام هاي سياسي فراهم مي نمايد و از اين رهگذر نقاط قوت و ضعف هر يك از نظام ها بروز و ظهور بيشتري مي يابد. پديدة انقلاب اسلامي و تأسيس جمهوري اسلامي ايران كه به دنبال الگويي از نظام سياسي اسلام بوده و مي باشد، با اقبال گسترده اي از سوي متفكران و نظريه پردازان اين انديشه سياسي، علوم سياسي و نيز فقيهان و حقوق دانان روبرو گشت. انگيزه براي بررسي و شناسايي زواياي مختلف اين نظام، به ويه از سوي تحليل گران غربي بدان جهت بود كه نظام هاي سياسي رايج و حاكميت هاي موجود در جهان معاصر با توجه به پيشينة آن ها و نحوة شكل گيري جريان و توزيع قدرت، تقريبا شناخته شده اند اما ظهور يك نظام سياسي، مبتني بر دين كه دو عنصر جمهوريت و اسلاميت را بر مبناي نظام امت و امامت مورد توجه قرار مي دهد، آنهم در دهه هاي پاياني قرن بيستم براي هر انديشمندي جالب توجه و قابل مطالعه مي نمود. پي ريزي يك نظام سياسي بر مبناي حاكميت ملّي و ديني و به رسميت شاختن ولايت فقيه به عنوان ركن اساسي آن در جهاني كه قرن هاست مسئله جدايي دين از سياست، امري پذيرفته شده و مسلم پنداشته شده است، چنان حيرت انگيز و باور نكردني بود كه آثار شوك ايجاد شده از ناحيه آن هنوز پابرجاست. زلزله اي دنيا را تكان داد و قدرت دين، پس از قرن ها انزوا و حاشيه نشيني، ايفاگر نقش ممتاز در عرصه زندگي سياسي و اجتماعي انسان گرديد و با پشتوانه عظيم مردمي در گذر زمان هرگاه كه اراده كرد، امواج ميليوني از قشرهاي گوناگون جامعه را به ميدان آورد.
از آن جا كه نظام سياسي اسلام با رويكرد شيعي، با مسأله ولايت فقيه گره خورده استه، تبيين صحيح آن مستلزم بررسي جامع الاطراف ولايت فقيه در ابعاد كلامي، فقهي و حقوقي است. نظريه ولايت فقيه از ديرباز در كلام و فقه مورد توجه قرار گرفته و دانشمندان فراواني به اين موضوع پرداخته اند. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، امام خميني در دوران تبعيد خويش در حوزه كهن و هزار ساله نجف اشرف در سال 1348 در لابلاي درس فقه خود، به تدريس مباني حكومت اسلامي و تبيين ولايت فقيه پرداخت. نوارهاي پياده شدة اين دروس با نظارت امام به صورت كتابي با عنوان ولايت فقيه چاپ گرديد. همين مباحث، توسط حضرت امام به صورت فني تر و دقيق تر در جلد دوم كتاب البيع به علاقمندان فقه سياسي ارائه شد. اين كتاب يكي از منابع بسيار مهم در ارائة ديدگاه هاي ايشان در اين زمينه است. هنوز يك دهه از نظريه پردازي اين فقيه مجاهد نگذشته بود كه جمهوري اسلامي به دست باكفايتش بنيان گذاري شد.
با اصول نظام سياسي اسلام، در يك نگاه كلي محورهاي اصلي آن را مورد توجه قرار مي دهيم. اين مباحث برگرفته از كتاب مباني حكومت اسلامي اثر پوهشگر حوزه و دانشگاه، حسين جوان آراسته است كه در قالب متني روان به رشتة تحرير درآمده و از سوي كتاب سال حوزه نيز مورد تشويق قرار گرفته است.
ادامه دارد ...
نصایح سید هاشم حداد
راه معنویت، ایثار و از خود گذشتگی می خواهد.
اما بعضی از رفقای ما سستی می کند و حاضر به انفاق نیستند و لذا متوقف می مانند.
من برای ملاقات و دیدار آنها زیاد به کاظمین می روم و شبها و روزها میمانم اما این کافی نیست. زیرا در مجالس انس پیوسته ذکر جمال می شود و نشاطی حاصل می گردد. اما همین که بخواهم گوشی از کسی بگیرم، همه فرار می کنند و کسی باقی نمی ماند.
بالاخره بدون جلال که کار تمام نمی شود. و لذا من در کار بسیار از آنها متحیرم. آنگاه با چه لطایف الحیلی و چه رمزهایی که نه کاسه بکشند و نه دست بسوزد باید بعضی از اوقات، آنان را وادار به امر خلاف میلشان کنم تا فی الجمله تمکین پیدا نمایند و راهشان استوار گردد.
همچنین می گفتند :
در هر حال با خدا معامله کن. به این معنی که معامله با خلق خدا، معامله با خدا است. باید متوجه بود که عیال و اولاد و همسایه و شریک و مأمومین مسجد همه مظاهر اویند.
اگر با مردم یا با فرزندان خود دعوا می کنی ظاهری و غیر واقعی بکن که نه خودت اذیت شوی و نه به آنها صدمه ای برسد. اگر جدی دعوا کنی، برای طرفین صدمه دارد. عصبانی جدی هم برای تو ضرر دارد و هم برای طرف.
تو که از دست مردم فرار می کنی برای آن است که اذیت آنها به تو نرسد، یا اذیت تو به آنها نرسد. صورت دوم خوب است نه صورت اول و صورتی بهتر نیز هست و آن اینکه خود و دیگران را نبینی.
باز از سخنان اوست که:
فرزندان و اهل بیت را عادت دهید که بین الطلوعین بیدار باشند. دعاها و توسلات خوب است ولی باید انسان اثر را از خدا بداند و از خدا بخواهد.
آقا سید هاشم حداد می فرمود:
روزی برای دیدن شخصی در کاظمین به مسافرخانه اش رفتم، دیدم پس از تعداد زیادی که به حج رفته بود باز عازم سفر حج می باشد، به وی گفتم: تو که هر روز کربلا می روی، مشهد می روی، مکه می روی، پس کی به سوی خدا می روی، وی خوب حرف مرا درک کرد ولی خود را به نادانی زد و با خنده ای درخواست دعای سفر از من کرد و رفت.
بعضی از مردم حتی برخی از کسانی که ادعای سلوک دارند مقصود واقعیشان از این مسافرتها خدا نیست و برای انس ذهنی به مدارک خود و سرگرمی با گمان و خیال و پندار و شاید برای به دست آوردن مدتی مکان خلوت با همراه و یا دوستان خود به آن مکانهای مقدس مسافرت می کنند! و چون به دنبال خدا نرفته و نمی خواهند بروند، از آن مشرب توحید نمی نوشند و از آب ولایت جرعه ای بر کامشان ریخته نمی شود و تشنه کام باز می گردند.
به همان حکایات و احوال اولیا سرگرم و با اشعار عرفانی و دعاها و مناجاتهای صوری بدون محتوا عمر خودشان را به پایان می رسانند.
منبع: سایت صالحین